محمد على خان رشوند
مقدمه 39
مجمل رشوند ( فارسى )
ديگر كوچ كرده از راه سرود و چشمه دزرود به رودبار آمده . مجدّد خبر ورود ابوى به شهر شهرت يافته ، عيال را به شهر احضار نمودند . مدّت چهل روز در خانهء باباكاظم منزل و در محلهء پنبه ريسه قرار گرفتند . قرارى نشد . از آنجا كوچيده ، كوخنده معاندان به دندان نما انگشتنما كرده در محلهء شيخآباد ، كه دختر عابدين بيك جلودار زوجهء مرحوم ابوى بود ، منزل كرده ، زمستان آن سال را بهسر برده . چون زمستان ، مانند مستى باده زمستان گذشت ، محمد طاهر خان به كباده سال نو و تفريغ محاسبات كهنه به شهر آمده ابوى مدّعى شدند كه يكهزار تومان محصول از فانفين كه مستقر حكومت او بود ، دهات مرا برده ، اكثرى از اهالى محال را احضار ، در مسجد پنجعلى مدّعى و مدّعى عليه و اهالى و لا به حكم و الا جمع شده . . . در اين ميانه خبر رسيد كه ركن الدّوله مأمور خراسان شده . نوّاب امام وردى ميرزا ، به ايالت قزوين مأمورست . ركن الدّوله حراسان « * » [ كذا ] شده ، مرحوم ابوى را حسب الرقم حاكم رودبار كرده ، پانصد تومان نقد از بابت سال نو به جهت تدارك حواله و يك طاقه شال عنايت فرمودند و قرار دادند كه محمد حسين بيگ و محمد رضا بيگ برادران خود را به منصب غلام پيشخدمتى بايد در ركاب روانه نمايى . حسب الامر معمول و ايشان را نيز با تدارك فراوان روانه خراسان ساخته . مجملا نوّاب امام وردى ميرزا به وزارت ميرزا بزرگ نورى وارد قزوين شده . . . بدون تجربه ، نواحى رودبار را تجزيه نموده . دهات را ضبط ميرزا آقا
--> ( * ) . كلمهء « حراسان » را به تبع « خراسان » آورده كه جمله نوعى جناس باشد . و گرنه صحيح آن « هراسان » است .